امير حسن علاء سجزى دهلوى
35
رساله مخ المعانى ( فارسى )
حسن مىگويد كه هر شوريده نفسى كه مىخواهد گام به جادهء محبت بنهد ، و نماز عشق ادا كند ، اوّل بايد در چشمهء درد و ابتلا شناورى كند و با خون دلش وضو بسازد چون منصور بن حلاج كه وقتىكه او را بردار كردند و خون از تنش جارى شد ، او بدان خون وضو ساخت و مىگفت خ خ هذا صلاة العاشقين لا يجوز . . . اى در تن مسكينان از تيغ تو جانى تو * افتد كه برين كشته زخمى دگر اندازى اين سختى و درد كه درد خداجويى و طلب است ، نويسنده آن را دائما تقديس مىكند و آن را از مختصات بشر مىداند و حتى انسان را به اين دليل بر فرشته ترجيح مىدهد ، چرا كه قلب انسان با درد و سختى آشنا است - البته اين سختى و ابتلا ناشى از جدائى و دورى از اصل اوست كه مولوى آن را به خ خ شكايت نى تعبير كرده است و استاد بزرگوار شهيد ، آية الله مرتضى مطهرى در اين مورد چنين فرموده كه انسان در اين